مجتبى ملكى اصفهانى

161

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

وجود ، ضرورى و حتمى و غير قابل تخلف است ، كه آن را « واجب الوجود » مىنامند ، مانند ذات بارى تعالى ؛ و يا رابطه‌اش با وجود ، امكانى است ، يعنى نه وجود آن ضرورت دارد و نه عدم آن ؛ بلكه اگر علّت آن محقق شود ، موجود مىشود و اگر علّت آن محقق نشود ، ممتنع و معدوم است ، كه آن را « ممكن الوجود » مىنامند . تمام اشياى موجود در عالم ، مانند انسان ، درخت ، حيوان و . . . از اين قبيل‌اند ؛ و يا رابطه‌اش با وجود ، امتناعى است ، يعنى محال است كه موجود شود ، مانند شريك خداوند تبارك و تعالى ، كه آن را « ممتنع الوجود » مىنامند . - اقسام امتناع « 1 » : الف : امتناع ذاتى . ب : امتناع غيرى . ج : امتناع بالقياس . امتناع ذاتى : امتناع ذاتى در جايى است كه وجود براى چيزى ذاتا محال باشد ، و عدم براى آن ضرورى باشد ، مانند اجتماع دو نقيض و شريك خداوند . امتناع غيرى : اين نوع امتناع در جايى است كه شيئى فى نفسه ممتنع نيست ، بلكه ممكن است ، ولى عامل بيرونى وجودش را محال ساخته است ، مانند نبودن علّت يك شيئى كه وجود آن شىء را محال مىسازد . امتناع بالقياس : هرگاه يك چيز با چيز ديگر قابل اجتماع نباشد ، نسبت به آن چيز امتناع

--> ( 1 ) شرح مصطلحات فلسفى ، ص 20 .